فرهامفرهام، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

فرهام بالام

چهار شنبه سوری

پسر خوشگلم دیروز اولین چهار شنبه سوری بود با مامانی رفتیم که از رو آتیش بپریم چشات برق می زد برق چشات از آتیشی که روشن کرده بودیم براقتر و روشن تر بود قربون اون چشمای معصومت بشم صد سال به این سالها به عید نوروز هم چیزی نمونده مامانی پسر گلم.عکسم گرفتم ازت ولی خیلی بی کیفیت افتاده ولی برات می ذارم. ...
25 اسفند 1390

پند

فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند آنهت از کوچه وجود شما میگذرند اما از شما نیستند و اگر چه با شمایند به شما تعلق ندارند . عشق خود را به آنها نثار کنید اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است. جسم آنها را در خود مسکن دهید اما روح آنها راآزاد بگذارید زیرا آنها در خانه فردا زیست خواهد کرد که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید ممکن است که تلاش بکنید شبیه آنها باشید اما مکوشید آنها را مانند خود بار بیاورید .                               ...
25 بهمن 1390

خصوصیات فرهام

شب ها اصلا نمی خوابد حدودا ساعت 3 یا 4 صبح می خوابد تا 10 صبح، همش هم باید تو آغوش باشد سنسور اتصال به زمین دارد وقتی چشماش رو می بندد که یعنی خوابیده همینکه می گذاری رو زمین اون سنسور فعال می شه و بلافاصله آژیر می کشه
23 بهمن 1390

نی نی زرد 4 روزه

کوچولوی مامانی وقتی 4 روزه بود، مامان بزرگ و بابایی بردنش دکتر، دکتر گفت زردی داره و باید سریعا" بستری بشود، بردیمت بیمارستان و فردا آزمایش گرفتند که مشخص شد درجه زردی 12 است. 4 چهار روز در بیمارستان بستری شد. بیمارستان خیلی سرد بود و دکتر هم نبود بابایی مجبور شد رضایت بدهد و ترخیص کند فرداش آزمایش دادیم درجه 9 بود و دیگه بستری نکردیم  و دکتر هم که بعدا بردیم فقط دارو داد و خوب شدی ...
23 بهمن 1390